تبليغاتX
azinbahrami
azinbahrami
نگارش در تاريخ جمعه یکم آبان 1388 توسط آذین بهرامی

" پرنده ام به گوشه ی این دایره "

 

من

از خواب های تو

- پا -

می گیرم ؛

دست ِشب را

گریزی ندارم

جز خودم –

آرام تر

  *

پرنده ام به گوشه ی این دایره

کنار زهدان ِبازیگوش

که منقار به مفصل ِافیلیا برده

می گیرم وُ

می کشم از دندان ِاوج

 

                            *        *        *

" زهدان آب "

 

هزار زهدان آب

در دهانم نمی خوابد

و رویای پروانه ها

که مدام در رگان ِآفتاب می ریزد

 

چگونه بگویم به خنده

که دندان ها تشنه تر از همیشه اند

 درپس برادران ِخونی شان

و فواره های زیبایی

زوبین های سرکش اند

که در صورتم می رقصند

 

مثل واژه ها به شعر

نه این جا هیچ چیز

از خواب های کویری نمی جوشد

 

 

نگارش در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط آذین بهرامی

      برای "شبنم" دختری که با من است و با " من "

 

حزن ِابر وُ

دختری که شعر ِمرگ خویش را سرود

تنهاترین همیشه را

در مقبره ای آلوده

به بازی ِسایه ها فروخت

و زمان لرزان ِضربه را

در سیاهی الهامی اهلی

ایستاد

 

اینجا  

کس نمی داند

لاشه ها ، تصویر ِکرکس های بی پرند

که به دختران

گورهای سرخ هدیه می کنند

و َبلوغ ِکالشان را

با ازدواج ِغریب ِدهان

پیوند می زندد

اینجا

کسی به معاشقه ی خنجر و گلو

تن نمی دهد

و به جهالت ِنور و ستاره

کسی شک نمی کند

اینجا

کودکی ، مرگ را

از گهواره ی خویش

عبور نمی دهد

 

وَ دختر همچنان

برای سنگ ِخویش

شعر می سراید

حرف می زند !

 

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ