نگارش در تاريخ شنبه بیست و سوم دی 1385 توسط آذین بهرامی
در تکلم رنگ
متکلم پریده رنگ!
بر تو آرامش لانه ها
سنگ می کند
گنجشک زهر را
با خوابی به ساعت زرین
که نشسته بر شب
از فراخی بال های شفاف
برمی گرداند کلاهش را
عقل صبح عاقبت خروس را می خواند
چون قفس ها که می خزند
به سلامت آتش
و زندگی که خویش را
به نیش نور
می زند رگی سیاه
از پلک ها
جز لکه ها
لته ای نمی ماند
متکلم پریده رنگ!
بر تو آرامش لانه ها
سنگ می کند
گنجشک زهر را
با خوابی به ساعت زرین
که نشسته بر شب
از فراخی بال های شفاف
برمی گرداند کلاهش را
عقل صبح عاقبت خروس را می خواند
چون قفس ها که می خزند
به سلامت آتش
و زندگی که خویش را
به نیش نور
می زند رگی سیاه
از پلک ها
جز لکه ها
لته ای نمی ماند

